بسم الله الرحمن الرحیم

بشکند دستی که ویران کرد این گلخانه را
در عـــزا بنشاند او ، شمع و گل و پروانه را
بشکند دستی که هتک حرمت این خانه کرد
شیعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه کرد
یا صاحب الزمــــان آجرک الله
+ دلتنگ دوباره ات شدم.کاش یه بار دیگه،فقط یه بار دیگه بتونم یه شب رو پشت پنجره هات باشم
بسم الله الرحمن الرحیم

سلیمان باش و دستور بده.
به خشمت بگو : برو اونطرف وایسا. برو و بر سر تکبرم خالی شو.
به قهرت بگو: شما بفرمایید و بین من و جناب دروغ قهر برقرار کنید.
به دیو درونت قاطعانه بگو: نـــــــــه ، من غلام ِ تو نیستم. تو غلام منی.
مانند
سلیمان
مُـلک
وجودت
را
فرمانروایی
کن.
+فریب
آرامش
دروغین
دنـیا
را
نخوریم
دنـیا
هیچگاه
بدون
طوفان
نبوده
است،
آری
،
دنـیا
جای
غریــبی
ست
،
اینجا
حتی
پسر
نـوح
بودن
بیفایده
است
؛
اگرکه
با
نـوح
نباشی ...
+ شنیدیم که میگن اگه تفاوت سنی فرزند با پدرش زیاد باشه همدیگه رو درک نمیکنند اما این پدر مهربون با اینکه از نظر سن و سال از من خیلی بزرگتره خیلی خوب درکم میکنه.ممنونتم خدا به خاطر داشتن چنین پدر مهربونی.که خطاهای منو میبینه اما هنوزم واسه من گنهکار دعا میکنه.کاش همیشه قدرشو بدونم و از این به بعد دیگه با گناهم ناراحتش نکنم...

اللهم
رد
کل
غریب
اللهم
فک
کل
اسیر...
ای
که
اسیر
گناهان
ما
هستی؛
غریب
مدینه...
کی
می
آیی...؟
بسم الله الرحمن الرحیم

در
سالی
که
قحطی
بیداد
کرده
بود
و
مردم
همه
زانوی
غم
به
بغل
گرفته
بودند
مرد
عارفی
از
کوچه
ای
می
گذشت
غلامی
را
دید
که
بسیار
شادمان
و
خوشحال
است.
به
او
گفت:
چه
طور
در
چنین
اوضاعی
می
خندی
و
شادی
می
کنی؟
جواب
داد
که:
من
غلام
اربابی
هستم
که
چندین
گله
و
رمه
دارد
و
تا
وقتی
برای
او
کار
می
کنم
روزی
مرا
میدهد،
پس
چرا
غمگین
باشم
در
حالی
که
به
او
اعتماد
دارم؟
آن
مرد
عارف
می
گوید:
"از خودم
شرم
کردم
که
یک
غلام
به
اربابی
با
چند
گوسفند
توکل
کرده
و
غم
به
دل
راه
نمی
دهد
و
من
خدایی
دارم
که
مالک
تمام
دنیاست
و
نگران
روزی
خود
هستم...!"
*****
از
خودم
شرم
می
کنم
که
یک
غلام
به
اربابی
با
چند
گوسفند
توکل
کرده
و
غم
به
دل
راه
نمی
دهد
و من
امام
زمانی
دارم
که
پادشاه
عالم
است
و...
+هر چه
می
کشم
همه
از
دل
سپاری
شومی
ست
که
به
دنیا
دارم
هر
چه
غیر
توست
را
از
من
بستان
مولای
من!

مهم
رضایت
اوست،
مهم
قوی
تر
شدن
است
اگر
اتفاقات
باب
میل
شما
نبودند
از
فرصت
استفاده
کنید
و
به
قدرت
و
تحمل
خود
بیافزایید
و
حتم
داشته
باشید
اگر
چیزی
به
صلاح
شما
باشد
بیشتر
ازاین
که
شما
خواهان
آن
باشید
خداوند
مهربان
آن
را
برای
شما
خواهان
است
تجربه
های
خوب
و
شیرین
فقط
آنهایی
نیستند
که
پایان
مورد
نظر شما
را
داشته
باشند
کافیست
برای
یک
لحظه
عشق
و
محبت
را
لمس
کرده
باشید
کافیست
برای
خوب
بودن
تلاش
کرده
باشید
کافیست
برای
مدتی
هر
چند
کوتاه
از
گناهان
دور
شده
باشید
کافیست
در
لحظاتی
هر
چند
کوتاه
خود
را
به
خالق
نزدیک
تر
دیده
باشید
کافیست
برای
یک
بار
هم
که
شده
خالصانه
و
با
تمام
وجود
خدا
را
شکر
کرده
باشید
کافیست
برای
مدتی
هر
چند
کوتاه
خود
را
همسو
و
همجهت
با
زیبایی
های
بهار
دیده
باشید
کم
است؟
کوتاه
است؟
کافی
نیست؟
خیلی
ها
همین
قدر
را
هم
تجربه
نمیکنند
خدایا
بزرگی
ات
را
شکر،
خدایا
مهربانی
و
دلسوزی
ات
را
شکر.
خداوندا
لیاقتم
را
برای
لمس
زیبایی
ها
بیشتر
کن.
خدایا
تو
را
شکر
میکنم
که
با
خوشی
بیش
از
اندازه
من
را
به
حال
خودم
رها
نمیکنی
شکر
که
با
غم
ها
و
مشکلات
کوچک
و
بزرگ
مرا
در
آغوشت
میفشاری
و
نمیگذاری
تو
را
فراموش
کنم،
اگر
میگریم
یعنی
هنوز
انسانم،هنوز
قلب
دارم
و
هنوز
تو
امیدت
را
از
من
قطع
نکرده
ای...
ازین
که
گذاشتی
بزرگ
ترین
مفاهیم
این
عالم
را
لمس
کنم
از
تو
سپاسگذارم.
میدانم
هدفت
چیست!
نمیخواهی
من
را
وابسته
هیچ
چیز
و
هیچ
کس
جز
خودت
ببینی
...
به
روی
چشم،
اطاعت....
در
دایره
قسمت
ما
نقطه
تسلیمیم،
لطف
آنچه
تو
اندیشی
حکم
آنچه
تو
فرمایی........
اما
شاکی
نیستم
گرفتارم
اما
ناشکر
نیستم
هیچ
چیز
بر
وفق
مراد
نیست
اما
ناراضی
نیستم
خدایا
من
فقط
خسته
ام
خیلی
خسته
نه
خسته
جسمی
که
روحم
خسته
است
خدایا
دستم
را
بگیر؛
کمکم
کن
که
نشکنم؛
که
صبرم
به
انتها
نرسد؛
که
زبان
به
شکوه
باز
نکنم
؛
خدایا................

حیف
نیست
که
آدم
این
آقای
بزرگوار
رو
اذیتش
بکنه؟
چه
مولای
مهربونی،
با
بهترین
رفیقم
اگر
4 مرتبه هم
بی
مهری
و
بی
معرفتی
بکنم،
بهم
میگه
که
برو
خجالت
بکش،
چقدر
رو
داری،
از
وقتی
مکلف
شدم،
روزی
نیست
که
گناه
نکنم
و
معصیت
نکنم،
دل
آقا
از
گناهان
من
میگیره،
یه
مرتبه
هم
نگفته
بی
حیا،
برو
خجالت
بکش،
باز
هم
میگه
بیایید،
روتون
رو
از
ما
برنگردونید،
ما
مولای
مهربانی
هستیم،
در
هر
حالی
هستید
متوجه
ما
باشید،
ما
براتون
دعا
میکنیم...
در
روایت
داریم
که
وقتی
حضرت
ابراهیم
خلیل
الرحمن
به
سیر
ملکوتی
رفت،
به
آسمون
اول
که
رسید
پرده
ها
کنار
رفت
و
غیب
ظاهر
شد،
دید
که
روی
زمین
دو
نفر
دارن
گناه
میکنن،
نفرین
کرد،
نفرین
پیغمبر،
عذاب،
اون
دو
نفر
مردند
به
آسمون
دوم
رسید
و
باز
دید
که
دو
نفر
گناه
میکنن،
باز
نفرین
کرد
و
اون
دو
نفر
هم
مردن
به
آسمون
سوم
رسید،
باز
دید
دونفر
گناه
میکنن،
تا
اومد
نفرین
کنه،
خطاب
اومد
که
صبر
کن،
سه
تا
گناه
دیدی
و
نتونستی
صبر
بکنی
و
نفرین
کردی،
به
قربون
این
آقایی
هزار
و
صد
و
هفتاد
و
چند
ساله
که
شیعه
رو
در
حال
گناه
و
معصیت
و
نافرمانی
میبینه،
هر
روز
میبینه
و
یه
بار
هم
مارو
نفرین
نکرده،
دستاشو
رو
به
آسمون
میگیره،
و
برای
من
و
تو
دعا
میکنه
و
اشک
میریزه...
+به تو
احتیاج
دارم
خدای من
میدانی
خدایا
هر
چه
فکر
میکنم
هیچ
حرفی
نمی
ماند
جز
نگاه
“تو” . . .
همین
که
تو
نگاهم
کنی
برایم
کافیست . .

شاید ناشکری باشه اما دلم میخواد به جای اتفاقات گذشته یه تصادف بد داشتم و از نظر جسمی داغون میشدم اما روحم داغون نمیشد
یه آدم گیج شدم که نمیدونم با چی خوشحال میشم،احساسم رو گم کردم.دعا خوندن رو دوست دارم چون بهترین زبان هست برای حرف زدن با خدا،گریه کردن رو دوست دارم.اما اینا دیگه آرومم نمیکنه.چون اتفاقات بد،خاطرات بد خیلی راحت به احساسم غلبه کردند.خیلی زود پرت میشم به گذشته...
خدایا فقط خودت میتونی نجاتم بدی.دیگه به خودم هم امیدی ندارم....
+شبیه کودک زاری شده ام در بازار
تو دست گمشده ها را مگر نمیگیری؟؟؟
+ زمین هم لرزید
و این دل تکانی هم نخورد
+د یده ای شیشه های اتومبیل را وقتی ضربه ای می خورند و می شکنند !؟
دیده ای شیشه خرد می شود ولی از هم نمی پاشد !؟
این
روزها
همان
شیشه
ام
؛
خرد
و
تکه
تکه
،
از
هم
نمی
پاشم ...
ولی
شکسته
ام ...
+در کتاب
گناهان
کبیره
برای
انسان
چه
گناهی
را
سراغ
داری
که
بزرگتر
از
تکرار
تجربه
هایش
باشد؟؟
حسین
پناهـی
بسم الله الرحمن الرحیم

اى مردم سرکشى شما فقط به زیان خود شماست
(23یونس)
هرکس هرکاری می کند در محدوده ی خانه ی جان خود می کند،اگر گناه می کند درون این خانه چاهی کنده و آن را پر از فاضلاب و نجاسات متعفن می کند و اگر عمل صالح انجام می دهد در حیاط این خانه باغچه ای پر از گلهای عطرآگین کاشته و پرورش می دهد.
اما برای دیگرانی که از پشت دیوار این خانه عبور می کنند در نهایت دو تأثیر و حالت وجود دارد،یا بینی خود را گرفته و با قدری اذیت به سرعت عبور می کند و یا لذتی برده و صاحب گل ها را دعا میکند.
آیت الله جوادی آملی
+ بعد از اینکه این باغچه رو پرورش دادی،مراقب باش؛شیطان هنوز در کمین هست.
مراقب باش دچار عجب و غرور نشی که اگه گرفتار شدی دیگه این باغچه زیبایی نداره...

+و از خطّ شیخ شهید منقول است که حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله فرموده هر که خواهد که خدا او را در قیامت بر اعمال بد او مطلّع نگرداند و دیوان گناهان او نگشاید باید که بعد از هر نماز این دعا را بخواند:
اَللّهُمَّ اِنَّ مَغْفِرَتَکَ اَرْجى مِنْ عَمَلى وَ اِنَّ رَحْمَتَکَ اَوْسَعُ مِنْ ذَنْبى
بار خدایا مسلماً آمرزش تو امیدوار کننده تر از کار من است و مسلماً رحمت تو وسیعتر از گناه من است
اَللّهُمَّ اِنْ کانَ ذَنْبى عِنْدَکَ عَظیماً فَعَفْوُکَ اَعْظَمُ مِنْ ذَنْبى اَللّهُمَّ اِنْ
بار خدایا اگر گناهم پیش تو بزرگ است ولى عفو تو بزرگتر از گناه من است بار خدایا اگر
لَمْ اَکُنْ اَهْلا اَنْ اَبْلُغَ رَحْمَتَکَ فَرَحْمَتُکَ اَهْلٌ اَنْ تَبْلُغَنى وَ تَسَعَنى
من شایسته رسیدن رحمتت نیستم ولى رحمت تو شایستگى رسیدن و فراگرفتن مرا دارد زیرا که
لاِنَّها وَسِعَتْ کُلَّشَىْءٍ بِرَحْمَتِکَ یااَرْحَمَ الرّاحِمینَ
رحمت تو همه موجودات را فراگرفته به (امید) رحمتت اى ارحم الراحمینبسم الله الرحمن الرحیم

بگذریم،از اینکه تمام کارهایم دست و پا گیر توست.
غروب آدینه که می شود تاره به یادم می آیی و چندی نمی گذرد که ازیادم میروی.
دلم خوش است که خود را عاشق تو می دانم اما دریغ که لایق عاشقیت نشده ام.
براستی غریبی!
غریبی که همچو منی خود را حبیب تو میداند.
غریبی که از عاشق تو بودن فقط دعای زبانی در قنوت هایم باقیست.
غریبی که هنگام شنیدن نامت قیام میکنم اگرچه در واقع قعود کرده ام.
نمره ی صبوریت عالیست اگرچه تمام حرفهایم حرفی تو خالیست.
پیش از اینکه برای آمدنت دعا کنم از تو میخواهم بیش از پیش برای آمدنم دعا کنی.
حتم دارم زمانی که به خود بیایم آمدنت را با جان و دل خواهان میشوم...
مرا ببخش با همه ی بی معرفتیم...
دوستت دارم که اگر نداشتم دلگیر از درگیرتو نبودن،نبودم
+خدا کند العجل های ما رنگ نامه های کوفی را نداشته باشد...
+رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ
پروردگارا من به هر خیرى که سویم بفرستى سخت نیازمندم (24 قصص)