بسم الله الرحمن الرحیم

در هنگام ضربت زدن عبدالرحمن بن ملجم بر سر مطهر حضرت علی(علیه السلام)، زمین به لرزه در آمد و دریاها مواج و آسمان ها متزلزل شدند و درهای مسجد به هم خوردند و خروش از فرشتگان آسمان ها بلند شد و باد سیاهی وزید، به طوری که جهان را تیره و تاریک ساخت و جبرئیل امین در میان آسمان و زمین ندا داد و همگان ندایش را شنیدند. وی می گفت: تهدمت و الله ارکان الهدی، و انطمست أعلام التّقی، و انفصمت العروه الوثقی، قُتل ابن عمّ المصطفی، قُتل الوصیّ المجتبی، قُتل علیّ المرتضی، قَتَله أشقی الْأشقیاء؛
سوگند به خدا که ارکان هدایت درهم شکست و ستاره های دانش نبوت تاریک و نشانه های پرهیزکاری بر طرف گردید و عروه الوثقی الهی گسیخته شد. زیرا پسر عموی رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شهید شد، سید الاوصیا و علی مرتضی به شهادت رسید. وی را سیاه بخت ترین اشقیاء، یعنی ابن ملجم مرادی به شهادت رسانید.
+تو را
سفارش
مىکنم
به
ترس
از
خدا،
و
پیوسته
در
فرمان
او
بودن،
و
دلت
را
به
یاد
او
آبادان
نمودن،
و
به
ریسمان
اطاعتش
چنگ
در
زدن،
و
کدام
رشته
استوارتر
از
طاعت
خدا
میان
خود
و
او
دارى،
اگر
بگیریش
و
بدان
دست
در
آرى؟
دلت
را
به
اندرز
زنده
دار و
به
پارسایى
بمیران،
و
به
یقین
نیروبخش
و
به
حکمت
روشن
گردان،
و
با
یاد
مرگش
خوار
ساز،
و
به
اقرار
به
نیست
شدنش
وادار
ساز.
و
به
سختیهاى
دنیایش
بینا
گردان
و
از
صولت
روزگار
و
دگرگونى
آشکار
لیل
و
نهارش
بترسان،
و
خبرهاى
گذشتگان
را
بدو
عرضه دار،
و
آنچه
را
به
آنان
که
پیش
از
تو
بودند
رسید
به
یادش
آر،
و
در
خانه
ها و
بازمانده
هاى آنان
بگرد
و
بنگر
که
چه
کردند،
و
از
کجا
به
کجا
شدند
و
کجا
بار
گشودند
و
در
کجا
فرود
آمدند.
آنان
را
خواهى
دید
که
از
کنار
دوستان
رخت
بستند
و
در
خانه
هاى غربت
نشستند،
و
چندان
دور
نخواهد
نمود
که
تو
یکى
از
آنان
خواهى
بود.
+خواستی از کاسه ی شیری که برایت آوردند به قاتلت بدهی؛حال من که ادعا دارم شیعه و دوستدار تو هستم از مهربانی به همنوع خودم هم دریغ میکنم.شیعه بودن شما در زبان آسان ولی چه سخت است به وقت عمل
بسم الله الرحمن الرحیم
قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ
بگو اى بندگان من که بر خویشتن زیادهروى روا داشتهاید از رحمتخدا نومید مشوید در حقیقتخدا همه گناهان را مىآمرزد که او خود آمرزنده مهربان است (53 زمر)+روزی حضرت موسی به خدا گفت:خدایا این فرعون رو نگاه کن دست از بندگی تو برداشته اما باز تو چرا هواشو داری؟؟؟؟؟
خدا بهش گفت:درسته اون از بندگیش دست برداشته اما من که از خدایی خودم دست برنداشتم
بسم الله الرحمن الرحیم

و قال لهم نبیهم إن ءایة ملکه أن یأتیکم التابوت فیه سکینة من ربکم و بقیة مما ترک ءال موسى و ءال هرون تحمله الملئکة إن فى ذالک لایة لکم إن کنتم مؤمنین»
پیامبرشان به آنها گفت: نشانه امیرى او این است که آن صندوق [عهد] سوى شما مى آید که در آن تسکین خاطرى از جانب پروردگارتان نهفته، و یادگارى از میراث خاندان موسى و هارون در آن است که فرشتگان، آن را حمل مى کنند. مسلما اگر مؤمن باشید، در این [رویداد] براى شما نشانه اى است (بقره 248)
حضرت موسی با فرعون مقابله کرد و در آخر فرعون از بین رفت. دوباره طاغوت دیگری پیدا شد و پیامبر دیگری آمد. مردم به نزد پیامبر جمع شدند و گفتند که برای ما فرمانده ای انتخاب کن تا ما بجنگیم. از این معلوم می شود که فرمانده کل قوا انبیاء بوده اند. مردم می گفتند که ما می خواهیم بجنگیم ولی وقتی فرمان جنگ آمد عده ای فرار کردند . قرآن می فرماید : کسانی که حرف می زنند وعمل نمی کنند، ظالم هستند. عده ای که برای جنگ ماندند، گفتند که فرمانده ای انتخاب کن و وقتی پیامبر فرمانده را انتخاب کرد او را قبول نکردند و گفتند که این جیبش خالی است. بعد عده ی دیگری هم رفتند. پیامبر می خواست بگوید که طالوت را خدا فرمانده قرار داده است و علامت آن این است که وقتی مادر موسی ،موسی را در جعبه ای گذاشت و به دریا فرستاد و موسی توسط آسیه نجات پیدا کرد، بعد این صندوق دزدیده شد و یهودی ها ناراحت شدند .امروز فرشته ها این صندوق را روی زمین می گذارند. این علامت این است که خدا طالوت را برای فرماندهی می پذیرد، پس شما هم او را بپذیرید.
وقتی ما به امام ها متوسل می شویم وهابی ها می گویند که آنها مرده اند، پس به سراغ آنها نروید .قرآن می فرماید که این صندوق برای شما آرامش بخش است زیرا یادگار آل موسی و آل هارون در این صندوق است .اگراین امامزاده ها یادگارهای آل رسول و آل علی هستند، آیا آنها آرامبخش نیستند ؟کسی نمی تواند به این سوال جواب بدهد . ما متوسل مقام امامان می شویم .در قرآن داریم که شهدا زنده هستند و با هم شاد هستند و زندگی می کنند. شیعه و سنی قبول دارند که زیارت قبور مومنین ثواب دارد، زیارت قبور نیکی است و ما برای این قبور سقف می زنیم و آب سرد کن می گذاریم ، کجای این کار شرک است ؟ وهابی ها می گویند که اینکار شما شرک است. اگر ما لامپ سر قبر امام حسن (علیه السلام) روشن کنیم شرک است ولی تمام لامپ های روشن سعودی شرک نیستند .ما این متن را از قرآن می خوانیم و نمی گوییم که روایت از شیعه یا سنی است .
حجت الاسلام والمسلمین قرائتی،برنامه سمت خدا

خدایا!
مگه نگفتی
وَلَا نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا
و هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمىکنیم (مؤمنون 62)
خب در من چی دیدی که اینجوریه حال و روزم؟تا میخوام اینجوریگله کنم یادم میفته
وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ
و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت (مؤمنون 62)
تو که ظلم نمی کنی؛پس معلومه کار خودم لنگ میزنه.
کارهایی که که فکر میکردم چیزی نیست
امان از روزی که شیطان بهم میگفت و میگه اینکه چیزی نیست
اما من که از رحمت تو ناامید نمیشم.خودت گفتی
ثُمَّ إِنَّ رَبَّکَ لِلَّذِینَ عَمِلُواْ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِکَ وَأَصْلَحُواْ إِنَّ رَبَّکَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ
[با این همه] پروردگار تو نسبت به کسانى که به نادانى مرتکب گناه شده سپس توبه کرده و به صلاح آمدهاند البته پروردگارت پس از آن آمرزنده مهربان است (نحل 119)
الان هم که خودت اجازه دادی توبه کنم
ثُمَّ تَابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ
پس [خدا] به آنان [توفیق] توبه داد تا توبه کنند بى تردید خدا همان توبهپذیر مهربان است(توبه 118)
پس این روزها هم میگذره،چون خودت گفتی
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا
پس [بدان که] با دشوارى آسانى است(5انشراح)
من هم منتظر روزهایی هستم که بین من و تو چیز دیگه ای نباشه
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ
پس چون فراغتیافتى به طاعت درکوش(7 انشراح)
وَإِلَى رَبِّکَ فَارْغَبْ
و با اشتیاق به سوى پروردگارت روى آور(8 انشراح)

قُل أَ رَأَیتُم إِن أَصبَحَ ماؤُکُم غَوراً فَمَن یَأتِیکُم بِماءٍ مَعِینٍ
ای رسول ما بگو بدیده تأمل بنگرید اگر آب که مایه زندگانی شما است صبحگاهی همه بزمین فرو رود جز خدا کیست که باز آب گوارا برای شما پدید آورد-.
سوره ملک،آیه30
إبن بابویه ذیل آیه فوق از عمار یاسر روایت کرده گفت در رکاب پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم به جهاد رفته بودم امیر المؤمنین علیه السّلام جمعی از کفار را بقتل رسانید از آنها عمر بن عبد اللّه جحمی و شیبة بن نافع بود حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم عرض کردم ای رسول خدا امیر المؤمنین علیه السّلام آنطوریکه سزاوار بود در راه خدا جهاد کرد فرمود ای عمار علی از من و من از علی هستم او وارث علم و قاضی دین من است بوعده من وفا میکند علی بعد از من خلیفه خدا است اگر علی نبود مؤمن محض و خالص شناخته نمیشد بعد از من جنگ با او جنگ با من است و دشمنی با او دشمنی با من است و دشمنی با من دشمنی با خدا است تسلیم او تسلیم من و تسلیم من تسلیم با خدا است او پدر دو سبط من است و ائمه معصومین از صلب علی است و مهدی این امت از فرزندان علی است عرض کردم فدایت گردم مهدی کیست فرمود ای عمار خداوند با من عهد فرموده که بیرون آورد از صلب حسین فرزندم نه امام و نهمی آنها از نظر مردم غایب میشود چنانکه خداوند میفرماید قُل أَ رَأَیتُم إِن أَصبَحَ ماؤُکُم غَوراً فَمَن یَأتِیکُم بِماءٍ مَعِینٍ غیبت او طولانی است بر میگردند از آنحضرت طایفهای و ثابت و برقرار میمانند بر حضرتش طایفه دیگر از مردم در آخر زمان، خارج و ظاهر گردد و دنیا را پر از عدل و داد کند پس از آنکه مملو از جور و ستم بوده و جهاد میکند بر تأویل قرآن چنانکه من جهاد نمودم بر تنزیل آن نام او نام من است و شباهت تام بمن دارد
ای عمار بهمین زودیها پس از من فتنههائی بر پا شود شود هر گاه فتنهای برخاست از علی بیرون کن علی با حق است و حق با علی ای عمار بهمین زودی پس از من در رکاب علی جهاد میکنی با ناکثین و مارقین، تو را فرقه گمراه و یاغی میکشند عمار میگوید عرض کردم ای رسول خدا اینکه جهاد با رضای خدا و شما است فرمود با رضای خدا و رضای من است
در کافی از علی بن جعفر روایت کرده گفت معنای آیه را از برادرم حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام سؤال نمودم فرمود معنای آن آنست هر گاه مفقود نمودید امام خود را و از نظر شما غایب و پنهان گردید و مشاهده جمال او ننمودید چه کسی بسوی شما امام و پیشوائی آورد! چه کار میکنید و چه عملی انجام میدهید در غیبت امام و خلیفه خداوند!-.
و از فضالة بن ایوب روایت کرده گفت شخصی آیه فوق را از حضرت رضا علیه السّلام سؤال نمود فرمود ائمه ابواب و درهائی هستند میان خداوند و مخلوقاتش و آب در آیه علم و دانش امام است و مقصود آنست اگر شما مردم صبح نمودید و امام خود را در پس پرده غیبت مشاهده کردید کیست که علم و دانش امام را بسوی شما آورد و چه کسی امام جدیدی بمانند امام غایب بسوی شما میفرستد-.
تفسیر جامع،محمد ابراهیم بروجردی

گیرم به اندازه آنها دلمان از ظلم نمیلرزد. گیرم یک دهم آنها جنم و جرات هجرت از سیاهیها را نداریم. اما باور کن یک چیزمان با آنها مو نمیزند:
تنها وقتی میفهمیم سکههامان اعتبار ندارد که از آغوش امن کهف حصینی که تویی جدا میشویم.
باقیاش را خوابیم.
به نقل از نذر موعود

داشتم وبلاگ دوستان رو میخوندم رسیدم به دریای عزیز
یه شعر گذاشته بود که آخرین مصرعش این بود
چه گم کرده در پشت این شیشه باران
یادم افتاد کسانیکه دلهای شیشه ای دارند همیشه چشمهاشون بارونی هست.
دکتر شریعتی میگن:خانه ی دلت را از شیشه بساز ولی به سنگ ها بگو از فولادم
روزی حضرت سلیمان از خداوند اجازه خواست تا به شکرانه ی حشمت و سلطنتی که خداوند بر او بخشیده است ، مهمانی برگزار کند و به همه ی مخلوقات سوری بدهد . خداوند اجازه فرمود و سلیمان هم سفره ی عظیمی تدارک دید و از همه ی مخلوقات دعوت کرد تا یک وعده غذا مهمان او باشند . روز مهمانی ، یک ساعت مانده به وقت پذیرائی ، ماهی بزرگی که نامش هَــــــلوع بود ، سر از زیر آب بیرون آورد به حضرت سلیمان عرض کرد گویا امروز ناهار مهمان شما هستیم . سلیمان گفت آری . سلیمان از او خواست که صبر کند تا همه ی میهمان ها بیایند و با هم غذا بخورند ، اما هلوع نپذیرفت و لذا سلیمان قبول کرد که او سهم خودش را زودتر بخورد . هلوع دهانش را باز کرد و در یک نفس همه آنچه را که در سفره بود ، بالا کشید و به سلیمان گفت که من با این غذا سیر نشدم ، آنچه خوردم ، نیم قورت بود ، در حالی که من باید سه قورت غذا بخورم تا سیر شوم ، لذا دو قورت و نیم باقی مانده است . حضرت سلیمان با دیدن این صحنه به سجده افتاد و به عجز خویش در پیشگاه الهی اقرار کرد و از خدا خواست که آبروی او را حفظ کند و برای سیر شدن مهمان هایش که در راه بودند ، رزق بفرستد . آنگاه حضرت سلیمان از هلوع پرسید که خداوند هر روز تو را چطور سیر می کند؟ هلوع عرض کرد برگ سبزی را برای من می فرستد که با خوردن آن سیر می شوم . قـــــرآن فرمود : خلق الانسان هَـلوعاً ، انسان هلوع (حریص) آفریده شده است . لذاست که جز خدا هیچ چیز انسان را سیر نمی کند . همین که انسان با قلب یاد خدا کرد ، سیر می شود . به همین خاطر بود که پدر و مادرهای قدیمی در مورد بچه های پرخورشان می گفتند: مگر خدا سیرش کد و الا سیری ندارد ، چه حرف درستی بود .

گفتند: چهل شب حیاط خانهات را آب و جارو کن. شب چهلمین، خضر خواهد آمد .
چهل سال خانهام را رُفتم و روییدم و خضر نیامد. زیرا فراموش کرده بودم حیاط خلوت دلم را جارو کنم .
گفتند: چله نشینی کن . چهل شب خودت باش و خدا و خلوت . شب چهلمین بر بام آسمان برخواهی رفت
و من چهل سال از چله بزرگ زمستان تا چله کوچک تابستان را به چله نشستم، اما هرگز بلندی را بوی نبردم. زیرا از یاد برده بودم که خودم را به چهلستون دنیا زنجیر کردهام .
گفتند: دلت پرنیان بهشتی است . خدا عشق را در آن پیچیده است . پرنیان دلت را واکن تا بوی بهشت در زمین پراکنده شود .
چنین کردم ...،
بوی نفرت عالم را گرفت .
و تازه دانستم بی آن که باخبر باشم ، شیطان از دلم چهل تکهای برای خودش دوخته است
به اینجا که میرسم، ناامید میشوم ، آنقدر که میخواهم همه سرازیری جهنم را یکریز بدوم .
اما فرشتهای دستم را میگیرد و میگوید : هنوز فرصت هست ، به آسمان نگاه کن . خدا چلچراغی از آسمان آویخته است که هر چراغش دلی است . دلت را روشن کن . تا چلچراغ خدا را بیفروزی .
فرشته شمعی به من می دهد و می رود .
راستی امشب به آسمان نگاه کن ، ببین چقدر دل در چلچراغ خدا روشن است ...
"عرفان نظر آهاری"

ما عنوانی بنام الحاق و پیوند داریم اما ماهیت و حقیقت آن همان شفاعت است .در قرآن داریم که در آخرت بعضی به بعضی ملحق می شوند. درآیه 21 سوره ی طور داریم : کسانی که مومن هستند و در بهشت درجات بالایی دارند و ایمان خالص دارند ، اگر فرزندان آنها در ایمان از آنها تبیعیت کردند،(پدران این امت مثل ائمه و اولیاء )ما این فرزندان را به پدران ملحق می کنیم .( بدون اینکه خوبی از اعمال پدران کم بشود) . حالا این سوال پیش می آید که آیا این ظلم نیست که فرزندان بدون اینکه کاری انجام بدهد به پدران ملحق می شوند ؟ این نشان می دهد که در این شفاعت اتفاقی رخ می دهد یعنی صلاحیتی در کسانی که پایین تر هستند پیش می آید که به پدران ملحق می شوند . وقتی انسان معصیتی انجام می دهد اثر سوء و منفی در روح انسان بجا می گذارد که اگر گناهان زیاد بشود چهره ی باطن عوض می شود . امام باقر (علیه السلام) می فرماید : انسانی که بدنیا می آید روحش سفید است ، اگر یک گناهی مرتکب شد نقطه سیاهی روی روح او ثبت می شود. اگر فرد توبه کرد آن نقطه پاک می شود ولی اگر توبه نکرد این نقاط سیاه در روح فرد گسترش پیدا می کند و به قول قرآن بر دل آنها مهر می خورد . خداوند از سر لطف و رحمت ،وسیله هایی برای شستشو گذاشته است که این سیاهی ها پاک بشود. بعضی از این اعمال در این دنیا وجود دارد مثل توبه که با آن می توان نقاط سیاه را پاک کرد یا شهادت در راه خدا که آثارگناه را پاک می کند یا اعمال خوب و واجبات که کارهای بد را می شوید یا دوری از گناهان کبیره باعث پاک شدن گناهان می شود. اینها اسبابی است که گناهان را پاک می کند. بعضی از اسباب در آخرت باعث پاک شدن گناهان می شود مثل شفاعت. الحاق به پدران و خوبی باعث می شود که آلودگی های انسان پاک بشود. در واقع شفاعت یکی از اسباب تطهیر است .در قرآن می فرماید که اگر شما در دایره ی جاذبه ی خوبان قرار بگیرید یعنی کسانی که مومن هستند ما شما را به پدران تان ملحق می کنیم بدون اینکه اعمالی از آنها را به شما بدهیم .یعنی تغییری در شما رخ می دهد و شما پاک می شوید. در زیارت جامعه کبیره ( متن امام شناسی است )داریم : ولایت شما اهل بیت مایه ی پاک شدن ماست . مرحوم مجتهدی که مقاماتی داشتند می فرمودند : ما به هر جا رسیدیم با اشک و توسل به سیدالشهدا رسیدیم . این اشک انسان را تطهیر می کند. شاید حوض کوثر برای همین پاک کردن گناهان باشد. کسانی که تحت شفاعت از جهنم خارج می شوند باید پاک وارد بهشت بشوند و شاید در حوزه کوثر تطهیر بشوند. آیه 21 سوره طور که بحث الحاق است ،ماهیتش شفاعت است . محبت به اهل بیت انسان را در آخرت پاک می کند. در مورد الحاق روایت داریم اگر شما اعمال خوب انجام بدهید( خوش اخلاق باشید) همنشین ما در بهشت خواهید بود. البته همنشینی درجاتی دارد. هم سلمان و هم یک فرد معمولی همنشین پیامبر می شوند. استاد کمپانی ،استادعلامه طباطبایی می فرمود : من خواب پدرم را دیدم که جای خوبی در برزخ داشت و از ایشان پرسیدم که جای شما بهتر است یا میرزای شیرازی ؟ ایشان گفت :ما کجا و میرزای شیرازی کجا .من پرسیدم شیخ انصاری چطور ؟ ایشان گفت: او که جایش فوق العاده است . پرسیدم آیا شما اباعبدالله را می بینید ؟ ایشان گفت که هر چند گاهی ایشان را می بینیم و مست می شویم . هر چه میزان پیروی و شباهت فرد با اهل بیت بیشتر باشد از شفاعت بیشتری در آخرت برخوردار خواهد بود .
بخشی از سخنان حجت الاسلام والمسلمین عالی در برنامه سمت خدا
بهترین دوست میگه:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
اَنــَــا وَعَلیٌ اَبَوا هذِهِ الاُمَّه
و بنا به مصداق حدیث کلهم نور واحد امروز پدر همه شیعیان امام عصر علیه السلام است.
*****
پدر هرچند که پسرش سرکش باشد و خطاکار باز برای او خیرخواه است و مهربان...
پدر همواره برای خوشبختی فرزندش دعا می کند...
پدر هر امکاناتی که فرزندش از او بخواهد در صورتی که توان داشته باشد در اختیار او می گذارد مگر صلاح فرزند نباشد...
و پسر اگر با معرفت باشد هرجا بنشیند از پدر مهربانش برای دیگران سخن گفته و تعریف می کند...
و پسر...
مولای من! دعا کن برایم تا فرزند خوبی باشم برایت.